<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>در مسیر پرواز</title>
		<link>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>سلام برفاطمه س</title>
			<link>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/سلام-برفاطمه-س</link>
			<pubDate>12:30:00 +0330 سه شنبه، 30 دی 1399</pubDate>			<dc:creator>معصومه محمدي نيا</dc:creator>
			<category domain="main">(اللهم عجل لِولیکَ الفَرَج)</category>			<guid isPermaLink="false">1175688@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p1175688/5fe97e4fd0241.jpg?mtime=1611046817&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p1175688]&quot; id=&quot;link_64002&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;سلام برفاطمه س&quot; src=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p1175688/_evocache/5fe97e4fd0241.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1611046817&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;229&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;عالم فدای چادر خاکی تو، عالم فدای ناله‌های شب و روز تو… و جان من فدای مهربانی تو که بی‌شک به من ناقابل هم خواهد رسید. مرا دریاب که بی مهر تو هیچ هستم. السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)…&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/سلام-برفاطمه-س&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p1175688/5fe97e4fd0241.jpg?mtime=1611046817" target="_blank" rel="lightbox[p1175688]" id="link_64002"><img alt="سلام برفاطمه س" src="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p1175688/_evocache/5fe97e4fd0241.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1611046817" width="320" height="229" class="loadimg" /></a></div></div><p>عالم فدای چادر خاکی تو، عالم فدای ناله‌های شب و روز تو… و جان من فدای مهربانی تو که بی‌شک به من ناقابل هم خواهد رسید. مرا دریاب که بی مهر تو هیچ هستم. السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)…</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/سلام-برفاطمه-س">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/سلام-برفاطمه-س#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1175688</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>فرازی از وصیت نامه شهید محسن حججی</title>
			<link>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/فرازی-از-وصیت-نامه-شهید-محسن-حججی</link>
			<pubDate>15:08:00 +0330 یکشنبه، 23 دی 1397</pubDate>			<dc:creator>معصومه محمدي نيا</dc:creator>
			<category domain="main">فرازی از وصیت نامه شهید حججی</category>			<guid isPermaLink="false">705025@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p705025/1396052614030688811674554.jpg?mtime=1547379789&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p705025]&quot; id=&quot;link_48335&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;فرازی از وصیت نامه شهید محسن حججی&quot; src=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p705025/_evocache/1396052614030688811674554.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1547379789&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;223&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;شهید محسن حججی یکی از نیروهای لشکر زرهی 8 نجف اشرف و از نیروهای فعال مؤسسه شهید احمد کاظمی بود. او اهل اصفهان و 25ساله بود که در منطقه مرزی عراق و سوریه طی یورش داعش، اسیر و دو روز بعد از اسارت همچون سالار شهید اباعبدالله الحسین علیه السلام به درجه رفیع شهادت نائل شد. از این شهید بزرگوار یک فرزند دوساله به یادگار مانده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سرانجام پیکر مطهر شهید حججی پس از گذشت بیش از 50 روز از شهادتش وارد میهن اسلامی شد و پس از مراسم باشکوه تشییع و وداع در تهران و اصفهان، قرار است امروز در میان جمع انبوهی از مردم شهیدپرور در زادگاهش نجف آباد اصفهان به خاک سپرده شود&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;برای بانوی صبر&lt;br /&gt;السلام ای بانوی سلطان عشق&lt;br /&gt;السلام ای بانوی صبر دمشق&lt;br /&gt;زیبنبِ دنیا و عقبیِ علی&lt;br /&gt;شرح مدح لافتی الا علی&lt;br /&gt;در مسیر شام غوغا کرده ایی&lt;br /&gt;شهر را آشوب برپا کرده ایی&lt;br /&gt;خطبه خواندی از غریبی حسین&lt;br /&gt;زنده کردی کربلا در عالمیین&lt;br /&gt;گر نبودی کربلایی هم نبود&lt;br /&gt;گریه و شور و نوایی هم نبود&lt;br /&gt;رنج هایی ست فراوان دیده ایی&lt;br /&gt;خیمه ها، غارت، سواران دیده ایی&lt;br /&gt;دیده بودی، حلق و چشم و حرمله&lt;br /&gt;گریه کردی پا به پای قافله&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;بسم الله النور&amp;#8230;&lt;br /&gt;صَلی الله علیک یا اُماه یا فاطمه الزهرا&quot;سلام علیک&amp;#8221;&lt;br /&gt;وَلاتَحسَبن الذینَ قُتلوا فی سَبیل الله اَمواتا، بَل احیاء عند رَبِهم یُرَزقون&lt;br /&gt;هرگز نمیمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق&lt;br /&gt;ثبت است بر جدیده عالم دوام ما&amp;#8230;&lt;br /&gt;چند ساعتی بیشتر به رفتن نمانده است، هرچه به زمان رفتن نزدیک تر می شوم قلبم بی تاب تر می شود&amp;#8230;نمی دانم چه بنویسم و چگونه حس و حالم را بیان کنم&amp;#8230;نمی دانم چگونه خوشحالی ام را بیان کنم و چگونه و با چه زبانی شکر خدای منان را به جای بیاورم&amp;#8230;به حسب وظیفه چند خطی را به عنوان وصیت با زبان قلم می نویسم&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نمیدانم چه شد که سرنوشت مرا به این راه پر عشق رساند&amp;#8230; نمی دانم چه چیزهایی عامل آن شد&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بدون شک شیر حلال مادرم، لقمه حلال پدرم و انتخاب همسرم و خیلی چیزهای دیگر در آن اثر داشته است&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عمریست شب و روزم را به عشق شهادت گذرانده ام&amp;#8230; و همیشه اعتقادم این بوده و هست که با شهادت به بالاترین درجه ی بندگی میرسم&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خیلی تلاش کردم که خودم را به این مقام برسانم اما نمی دانم که چقدر توانسته ام موفق باشم&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چشم امیدم فقط به کرمخدا و اهلبیت است و بس امید دارم این رو سیاه پرگناه را هم قبول کنند و به این بنده ی بدِ پرخطا نظری از سر رحمت بنمایند&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که اگر این چنین شد؛الحمدالله رب العالمین&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر روزی خبر شهادت این بنده حقیر سرا پا تقصیر را شنیدید؛ علت آن را جز کریمی و رحیمی خدا ندانید&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اوست که رو سیاهی چون مرا هم می بخشد و مرا یاری می کند&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همسر عزیزم زهرا جانم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی بدان به آرزویم که هدف اصلی ام از ازدواج با شما بود رسیدم و به خود افتخار کن که شوهرت فدای حضرت زینب شد&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مبادا بی تابی کنی، مبادا شیون کنی، صبور باش و هر آن خودت را در محضر حضرت زینب بدان&amp;#8230; حضرت زینب بیش از تو مصیبت دید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پدر عزیزم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همیشه و در همه حال الگوى زندگی و مردانگی ام تو بوده و هستی، اگر روزی خبر شهادتم را دیدی، زمانی را در مقابل خود فرض کن که حسین بن علی در کنار جگر گوشه اش علی اکبر حاضر شد&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داغ تو بیشتر از داغ اباعبدالله نیست&amp;#8230; پس صبور باش پدرم، می دانم سخت است اما می شود&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مادر عزیزم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ام البنین علیهاالسلام 4جوان خود را فدای حسین و زینب کرد و خم به ابرو نیاورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حتی زمانی که خبر شهادت پسرانش را به آن دادند باز از حسین سراغ گرفت؛ پس اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی، همچون ام البنین صبورانه و با افتخار فریاد بزن که مرا فدای حسین و حضرت زینب کرده ای و مبادا با بی تابی خود دل دشمن را شاد کنید&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برادر عزیزم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر روزی مرا در لباس شهادت دیدی آن لحظه ایی را به یاد بیاور که اباعبدالله بر بالین عباس ابن علی حاضر شد و داغ برادر کمرش را خم کرد&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مبادا ناسپاسی کنی، مبادا به هدیه ایی که تقدیم اسلام کرده اید شک بیاورید&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خواهران خوبم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لحظه ی وداع با شما و مادرم و پدرم مرا به یاد آن لحظه ایی انداخت که اهل حرم حضرت علی اکبر را راهی میدان جنگ می کردند؛ پس اگر من هم رو سفید شدم غم و غصه و اشک و ناله خود را فدای علی اکبر کنید و مبادا داغ خود را از داغ دل اهلحرم بیشتر بدانید&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پسر عزیزم، علی جان&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ببخشید اگر قد کشیدنت را ندیدم و مرد شدنت را نظاره نکردم&amp;#8230; سعی کن راه مرا ادامه بدهی&amp;#8230; سعی کن کاری کنی که سرانجام آن به شهادت ختم شود&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پدر و مادر همسر عزیزم&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همیشه شما را همچون پدر و مادر واقعی خودم می دانستم و خوشحال ام که سرنوشتم با حضور در خانواده شما رقم خورد&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به شما هم جز صبر و تحمل چیز دیگری سفارش نمی کنم، همیشه یاد داشته باشید علی اکبر حسین هم تازه داماد کربلا بود&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از همه میخوام این رو سیاه را حلال کنید، اگر حقی از کسی ضایع کردم، اگر غیبتی پشت سر کسی کردم، اگر دلی را رنجاندم، اگر گناهی از من سر زد؛ حلالم کنید&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر شهید شدم تا جایی که اجازه داشته باشم؛ شفیعتان خواهم بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما چند وصیت کلی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از ولایت فقیه غافل نشوید و بدانید من به یقین رسیدم که امام خامنه ای نائب بر حق امامزمان است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از همه ی خواهران عزیزم و از همه ی زنان امت رسول الله می خواهم روز به روز حجاب خود را تقویت کنید، مبادا تار مویی از شما نظر نامحرمی را به خود جلب کند؛ مبادا رنگ و لعابی بر صورتتان باعث جلب توجه شود؛ مبادا چادر را کنار بگذارید&amp;#8230;همیشه الگوی خود را حضرت زهرا و زنان اهل بیت قرار دهید؛ همیشه این بیت شعر را به یاد بیاورید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن زمانی که حضرت رقیه سلام الله خطاب به پدرش فرمودند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;غصه ی حجاب من را نخوری بابا جان&lt;br /&gt;چادرم سوخته اما به سرم هست هنوز&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از همه ی مردان امت رسول الله می خواهم فریب فرهنگ و مدهای غربی را نخورید؛ همواره علی ابن ابی طالب امیرالمومنین را الگو و پیشوای خود قرار دهید و از شهداء درس بگیرید&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خودتان را برای ظهورامامزمان روحی لک الفدا و جنگ با کفار به خصوص اسرائیل آماده کنید که آن روز خیلی نزدیک است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همیشه برای خدا بنده باشید که اگر این چنین شد بدانید عاقبت همه ی شما به خیر ختم می شود&amp;#8230;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/فرازی-از-وصیت-نامه-شهید-محسن-حججی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p705025/1396052614030688811674554.jpg?mtime=1547379789" target="_blank" rel="lightbox[p705025]" id="link_48335"><img alt="فرازی از وصیت نامه شهید محسن حججی" src="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p705025/_evocache/1396052614030688811674554.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1547379789" width="320" height="223" class="loadimg" /></a></div></div><p>شهید محسن حججی یکی از نیروهای لشکر زرهی 8 نجف اشرف و از نیروهای فعال مؤسسه شهید احمد کاظمی بود. او اهل اصفهان و 25ساله بود که در منطقه مرزی عراق و سوریه طی یورش داعش، اسیر و دو روز بعد از اسارت همچون سالار شهید اباعبدالله الحسین علیه السلام به درجه رفیع شهادت نائل شد. از این شهید بزرگوار یک فرزند دوساله به یادگار مانده است.</p>
<p>سرانجام پیکر مطهر شهید حججی پس از گذشت بیش از 50 روز از شهادتش وارد میهن اسلامی شد و پس از مراسم باشکوه تشییع و وداع در تهران و اصفهان، قرار است امروز در میان جمع انبوهی از مردم شهیدپرور در زادگاهش نجف آباد اصفهان به خاک سپرده شود</p>
<p style="text-align: center;">برای بانوی صبر<br />السلام ای بانوی سلطان عشق<br />السلام ای بانوی صبر دمشق<br />زیبنبِ دنیا و عقبیِ علی<br />شرح مدح لافتی الا علی<br />در مسیر شام غوغا کرده ایی<br />شهر را آشوب برپا کرده ایی<br />خطبه خواندی از غریبی حسین<br />زنده کردی کربلا در عالمیین<br />گر نبودی کربلایی هم نبود<br />گریه و شور و نوایی هم نبود<br />رنج هایی ست فراوان دیده ایی<br />خیمه ها، غارت، سواران دیده ایی<br />دیده بودی، حلق و چشم و حرمله<br />گریه کردی پا به پای قافله<br /> <br />بسم الله النور&#8230;<br />صَلی الله علیک یا اُماه یا فاطمه الزهرا"سلام علیک&#8221;<br />وَلاتَحسَبن الذینَ قُتلوا فی سَبیل الله اَمواتا، بَل احیاء عند رَبِهم یُرَزقون<br />هرگز نمیمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق<br />ثبت است بر جدیده عالم دوام ما&#8230;<br />چند ساعتی بیشتر به رفتن نمانده است، هرچه به زمان رفتن نزدیک تر می شوم قلبم بی تاب تر می شود&#8230;نمی دانم چه بنویسم و چگونه حس و حالم را بیان کنم&#8230;نمی دانم چگونه خوشحالی ام را بیان کنم و چگونه و با چه زبانی شکر خدای منان را به جای بیاورم&#8230;به حسب وظیفه چند خطی را به عنوان وصیت با زبان قلم می نویسم&#8230;</p>
<p>نمیدانم چه شد که سرنوشت مرا به این راه پر عشق رساند&#8230; نمی دانم چه چیزهایی عامل آن شد&#8230;</p>
<p>بدون شک شیر حلال مادرم، لقمه حلال پدرم و انتخاب همسرم و خیلی چیزهای دیگر در آن اثر داشته است&#8230;</p>
<p>عمریست شب و روزم را به عشق شهادت گذرانده ام&#8230; و همیشه اعتقادم این بوده و هست که با شهادت به بالاترین درجه ی بندگی میرسم&#8230;</p>
<p>خیلی تلاش کردم که خودم را به این مقام برسانم اما نمی دانم که چقدر توانسته ام موفق باشم&#8230;</p>
<p>چشم امیدم فقط به کرمخدا و اهلبیت است و بس امید دارم این رو سیاه پرگناه را هم قبول کنند و به این بنده ی بدِ پرخطا نظری از سر رحمت بنمایند&#8230;</p>
<p>که اگر این چنین شد؛الحمدالله رب العالمین&#8230;</p>
<p>اگر روزی خبر شهادت این بنده حقیر سرا پا تقصیر را شنیدید؛ علت آن را جز کریمی و رحیمی خدا ندانید&#8230;</p>
<p>اوست که رو سیاهی چون مرا هم می بخشد و مرا یاری می کند&#8230;</p>
<p>همسر عزیزم زهرا جانم</p>
<p>اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی بدان به آرزویم که هدف اصلی ام از ازدواج با شما بود رسیدم و به خود افتخار کن که شوهرت فدای حضرت زینب شد&#8230;</p>
<p>مبادا بی تابی کنی، مبادا شیون کنی، صبور باش و هر آن خودت را در محضر حضرت زینب بدان&#8230; حضرت زینب بیش از تو مصیبت دید.</p>
<p>پدر عزیزم</p>
<p>همیشه و در همه حال الگوى زندگی و مردانگی ام تو بوده و هستی، اگر روزی خبر شهادتم را دیدی، زمانی را در مقابل خود فرض کن که حسین بن علی در کنار جگر گوشه اش علی اکبر حاضر شد&#8230;</p>
<p>داغ تو بیشتر از داغ اباعبدالله نیست&#8230; پس صبور باش پدرم، می دانم سخت است اما می شود&#8230;</p>
<p>مادر عزیزم</p>
<p>ام البنین علیهاالسلام 4جوان خود را فدای حسین و زینب کرد و خم به ابرو نیاورد.</p>
<p>حتی زمانی که خبر شهادت پسرانش را به آن دادند باز از حسین سراغ گرفت؛ پس اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی، همچون ام البنین صبورانه و با افتخار فریاد بزن که مرا فدای حسین و حضرت زینب کرده ای و مبادا با بی تابی خود دل دشمن را شاد کنید&#8230;</p>
<p>برادر عزیزم</p>
<p>اگر روزی مرا در لباس شهادت دیدی آن لحظه ایی را به یاد بیاور که اباعبدالله بر بالین عباس ابن علی حاضر شد و داغ برادر کمرش را خم کرد&#8230;</p>
<p>مبادا ناسپاسی کنی، مبادا به هدیه ایی که تقدیم اسلام کرده اید شک بیاورید&#8230;</p>
<p>خواهران خوبم</p>
<p>لحظه ی وداع با شما و مادرم و پدرم مرا به یاد آن لحظه ایی انداخت که اهل حرم حضرت علی اکبر را راهی میدان جنگ می کردند؛ پس اگر من هم رو سفید شدم غم و غصه و اشک و ناله خود را فدای علی اکبر کنید و مبادا داغ خود را از داغ دل اهلحرم بیشتر بدانید&#8230;</p>
<p>پسر عزیزم، علی جان&#8230;</p>
<p>ببخشید اگر قد کشیدنت را ندیدم و مرد شدنت را نظاره نکردم&#8230; سعی کن راه مرا ادامه بدهی&#8230; سعی کن کاری کنی که سرانجام آن به شهادت ختم شود&#8230;</p>
<p>پدر و مادر همسر عزیزم&#8230;</p>
<p>همیشه شما را همچون پدر و مادر واقعی خودم می دانستم و خوشحال ام که سرنوشتم با حضور در خانواده شما رقم خورد&#8230;</p>
<p>به شما هم جز صبر و تحمل چیز دیگری سفارش نمی کنم، همیشه یاد داشته باشید علی اکبر حسین هم تازه داماد کربلا بود&#8230;</p>
<p>از همه میخوام این رو سیاه را حلال کنید، اگر حقی از کسی ضایع کردم، اگر غیبتی پشت سر کسی کردم، اگر دلی را رنجاندم، اگر گناهی از من سر زد؛ حلالم کنید&#8230;</p>
<p>اگر شهید شدم تا جایی که اجازه داشته باشم؛ شفیعتان خواهم بود.</p>
<p>اما چند وصیت کلی:</p>
<p>از ولایت فقیه غافل نشوید و بدانید من به یقین رسیدم که امام خامنه ای نائب بر حق امامزمان است.</p>
<p>از همه ی خواهران عزیزم و از همه ی زنان امت رسول الله می خواهم روز به روز حجاب خود را تقویت کنید، مبادا تار مویی از شما نظر نامحرمی را به خود جلب کند؛ مبادا رنگ و لعابی بر صورتتان باعث جلب توجه شود؛ مبادا چادر را کنار بگذارید&#8230;همیشه الگوی خود را حضرت زهرا و زنان اهل بیت قرار دهید؛ همیشه این بیت شعر را به یاد بیاورید</p>
<p>آن زمانی که حضرت رقیه سلام الله خطاب به پدرش فرمودند:</p>
<p>غصه ی حجاب من را نخوری بابا جان<br />چادرم سوخته اما به سرم هست هنوز&#8230;</p>
<p>از همه ی مردان امت رسول الله می خواهم فریب فرهنگ و مدهای غربی را نخورید؛ همواره علی ابن ابی طالب امیرالمومنین را الگو و پیشوای خود قرار دهید و از شهداء درس بگیرید&#8230;</p>
<p>خودتان را برای ظهورامامزمان روحی لک الفدا و جنگ با کفار به خصوص اسرائیل آماده کنید که آن روز خیلی نزدیک است.</p>
<p>همیشه برای خدا بنده باشید که اگر این چنین شد بدانید عاقبت همه ی شما به خیر ختم می شود&#8230;</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/فرازی-از-وصیت-نامه-شهید-محسن-حججی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/فرازی-از-وصیت-نامه-شهید-محسن-حججی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=705025</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>زندگی نامه امام موسی کاظم ع</title>
			<link>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/زندگی-نامه-امام-موسی-کاظم-ع</link>
			<pubDate>17:49:00 +0430 شنبه، 17 شهریور 1397</pubDate>			<dc:creator>معصومه محمدي نيا</dc:creator>
			<category domain="main">زندگینامه امام موسی کاظم ع</category>			<guid isPermaLink="false">663481@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/139508020101495279004234.jpg?mtime=1536413198&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p663481]&quot; id=&quot;link_44773&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;زندگی نامه امام موسی کاظم ع&quot; src=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/_evocache/139508020101495279004234.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1536413198&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;223&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;تولد امام موسی کاظم (ع)&lt;br /&gt; موسی بن جعفر در سال ۱۲۸ یا ۱۲۹ هجری قمری هنگامی که امام صادق (ع) و همسرش حمیده از حج بازمی‌گشتند، در منطقه ابواء به دنیا آمد. برخی مکان ولادت ایشان را مدینه دانسته‌اند. درباره تاریخ ولادت امام کاظم اختلاف است؛ طبری ولادت ایشان را در ذی‌الحجه و طبرسی آن را در ۷ صفر دانسته است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;دوران کودکی امام موسی کاظم (ع)&lt;br /&gt;مادر آن حضرت حمیده کنیزی از اهل مغرب یا اندلس (اسپانیا) بوده است و نام پدر حمیده را صاعد مغربی (بربری) گفته اند. امام موسی کاظم (ع) هنوز کودک بود که فقهای مشهور مثل ابو حنیفه از او مسئله می پرسیدند و کسب علم می کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام موسی بن جعفر (ع) در دوران انتقال قدرت از امویان به عباسیان به دنیا آمد. در چهار سالگی وی، نخستین خلیفه عباسی به حکومت رسید. در منابع تاریخی از زندگی امام کاظم تا پیش از امامت وی، اطلاعات چندانی در دست نیست، جز چند گفتگوی علمی در زمان کودکی از جمله گفتگو با ابوحنیفه و عالمان ادیان دیگر که در مدینه رخ داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همسران و فرزندان امام موسی کاظم (ع)&lt;br /&gt;تعداد همسران امام کاظم (ع) روشن نیست. نخستین آن‌ها، نجمه مادر امام رضاست. از تعداد فرزندان ایشان نیز در منابع تاریخی گزارش‌های متفاوتی آمده است. به گزارش شیخ مفید، او ۳۷ فرزند (۱۸ پسر و ۱۹ دختر) داشته است. امام رضا (ع)، إبراهیم، شاهچراغ ، حمزه، اسحاق از جمله پسران و فاطمه معصومه و حکیمه از جمله دختران او هستند. نوادگان امام کاظم (ع) به سادات موسوی شهرت دارند. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوران امامت امام موسی کاظم (ع)&lt;br /&gt;امام موسی بن جعفر (ع)، پس از شهادت امام صادق (ع) در سال ۱۴۸ قمری در سن ۲۰ سالگی به امامت رسید. مدت امامت موسی بن جعفر ۳۵ سال بود و با شهادت ایشان در سال ۱۸۳ امامت به فرزندشان، امام رضا (ع) منتقل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;br /&gt;خلفای معاصر امام موسی کاظم (ع)&lt;br /&gt;خلفای دوران پیش از امامت امام موسی کاظم (ع) مربوط به سال های ۱۲۸ تا ۱۴۸ قمری است. در این سال ها به ترتیب مروان بن محمد (۱۲۸-۱۳۲)، سفاح (۱۳۲-۱۳۶) و منصور دوانیقی (۱۳۶-۱۴۸) بر کرسی خلافت نشستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خلفای دوره امامت شامل چهار خلیفه می شود که از سال 148 تا 183 قمری خلافت کردند. اسامی خلفای دوران امامت امام موسی کاظم (ع) عبارتند از منصور دوانیقی (۱۴۸-۱۵۸)، مهدی عباسی (۱۵۸-۱۶۹)، هادی عباسی (۱۶۹-۱۷۰) و هارون عباسی (۱۷۰-۱۸۳).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;br /&gt;دوران زندان امام موسی کاظم (ع)&lt;br /&gt;امام کاظم (ع)، در طول دوران امامتش چندین بار از سوی خلفای عباسی احضار و زندانی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;امام موسی کاظم چند سال در زندان بود؟ نخستین بار در زمان خلافت مهدی عباسی، امام را به دستور خلیفه از مدینه به بغداد منتقل کردند. هارون نیز دو بار امام را زندانی کرد. زمان دستگیری و زندان اول در منابع ذکر نشده ولی دومین بار در ۲۰ شوال سال ۱۷۹ ایشان را در مدینه دستگیر و در ۷ ذیحجه در بصره در خانه عیسی بن جعفر زندانی کرد. بنا به گزارش شیخ مفید، هارون در سال ۱۸۰ در نامه‌ای به عیسی بن جعفر، از او خواست امام را به قتل برساند، ولی او نپذیرفت. امام را پس از مدتی به زندان فضل بن ربیع در بغداد منتقل کردند. امام کاظم (ع) سال‌های پایانی عمر خود را در زندان‌های فضل بن یحیی و سندی بن شاهک گذراند. در زیارتنامه امام کاظم (ع) با عبارت الْمُعَذَّبِ فِي قَعْرِ السُّجُون‏؛ «کسی که در سیاهچال‌ها شکنجه می‌شد» به او سلام داده شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;درباره دلیل دستگیر شدن امام هفتم شیعیان توسط خلفای عباسی و انتقال ایشان به زندان، گزارش‌های متفاوتی در منابع آمده است. بنا بر برخی گزارش‌ها دلیل دستگیری وی به دستور هارون، حسادت یحیی برمکی و بدگویی علی بن اسماعیل بن جعفر از وی نزد هارون بوده است. گفته شده هارون به ارتباط شیعیان با امام کاظم حساس بود و از اینکه اعتقاد شیعیان به امامت آن حضرت باعث تضعیف حکومت وی شود، بیم داشت. همچنین بر پایه برخی گزارش‌ها دلیل زندانی شدن امام کاظم (ع) این بود که برخی از شیعیان همچون هشام بن حکم، با وجود اینکه امام دستور به تقیه داده بود، خواست امام را رعایت نمی‌کردند. این گزارش‌ها مناظره‌های هشام بن حکم را از جمله اسباب زندانی شدن امام برشمرده‌اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهادت امام موسی کاظم (ع)&lt;br /&gt;واپسین روزهای عمر امام کاظم (ع) در زندان سندی بن شاهک سپری شد. شیخ مفید گفته است سندی، به دستور هارون الرشید امام را مسموم کرد و امام سه روز پس از آن به شهادت رسید. شهادت امام در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ در بغداد رخ داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;درباره كيفيت شهادت امام سه روايت مختلف نقل شده است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهادت آن حضرت در پى مسموم كردن امام صورت گرفته است. اين در روايتى از امام رضا (ع) آمده است. همينطور روايات ديگرى كه يحيى بن خالد را به قتل آن حضرت متهم مى‏كند، اين نكته آمده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نقلى آمده است كه آن حضرت را در فرشى پيچانده و چنان فشار داده‏اند كه حضرت به شهادت رسيده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روايت ديگر آن است كه حمدالله مستوفى نقل كرده: شيعه گويند به فرمان هارون الرشيد سرب گداخته در حلق ایشان ريختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در اين باره روايتى كه بيش از همه شهرت دارد، مسموم ساختن امام است. پس از شهادت امام، جسد مبارك آن حضرت را به دو دليل در معرض ديد خواص اهل بغداد و عموم مردم قرار دادند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنا به نوشته اربلى، سندى بن شاهك، فقها و وجوه اهل بغداد را كه هيثم بن عدى نيز در ميان آنها ديده مى‏شد، بر سر جسد مبارك امام آورد تا ببينند زخم و جراحت و يا آثار خفگى در بدن آن حضرت وجود ندارد و به مرگ طبيعى از دنيا رفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از آنجا كه برخى از شيعيان معتقد به مهدويت آن حضرت بودند و يا احتمال داشت اعتقاد به مهدويت او پيدا كنند، جسد امام را روى پل بغداد بر زمين نهادند و يحيى بن خالد دستور داد تا فرياد زنند: اين موسى بن جعفر است كه رافضه معتقدند او نمرده است. پس از آن مردم آمده و او را در حالى كه از دنيا رفته بود نگاه كردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تاريخ شهادت امام بنا به نقل شيخ صدوق 25 رجب 183 بنا به نقل شيخ مفيد 24 رجب، و در نقل مستوفى، روز جمعه 14 صفر بوده است‏.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیکر امام موسی بن جعفر (ع) را در منطقه شونیزیه در مقبره خانوادگی منصور که به مقابر قریش شهرت داشت، دفن کردند. آرامگاه امام کاظم (ع) و امام جواد (ع)، در منطقه کاظمین در بغداد به حرم کاظمین مشهور و زیارتگاه مسلمانان به‌ویژه شیعیان است. بر پایه روایاتی از امام رضا (ع)، ثواب زیارت قبر امام کاظم، با زیارت قبر پیامبر اکرم (ص)، حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) برابری می‌کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شخصیت اخلاقی امام موسی کاظم (ع)&lt;br /&gt;امام موسی کاظم (ع) در علم و تواضح و مکارم اخلاق و کثرت صدقات و سخاوت و بخشندگی ضرب المثل بود. بدان و بداندیشان را با عفو و احسان بی کران خویش تربیت می فرمود. شبها به طور ناشناس در کوچه های مدینه می گشت و به مستمندان کمک می کرد. مبلغ دویست، سیصد و چهارصد دینار در کیسه ها می گذاشت و در مدینه میان نیازمندان قسمت می کرد. موسی بن جعفر در مدینه معروف بود و اگر به کسی صره ای می رسید بی نیاز می گشت.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/زندگی-نامه-امام-موسی-کاظم-ع&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/139508020101495279004234.jpg?mtime=1536413198" target="_blank" rel="lightbox[p663481]" id="link_44773"><img alt="زندگی نامه امام موسی کاظم ع" src="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/_evocache/139508020101495279004234.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1536413198" width="320" height="223" class="loadimg" /></a></div></div><p>تولد امام موسی کاظم (ع)<br /> موسی بن جعفر در سال ۱۲۸ یا ۱۲۹ هجری قمری هنگامی که امام صادق (ع) و همسرش حمیده از حج بازمی‌گشتند، در منطقه ابواء به دنیا آمد. برخی مکان ولادت ایشان را مدینه دانسته‌اند. درباره تاریخ ولادت امام کاظم اختلاف است؛ طبری ولادت ایشان را در ذی‌الحجه و طبرسی آن را در ۷ صفر دانسته است.<br /> <br />دوران کودکی امام موسی کاظم (ع)<br />مادر آن حضرت حمیده کنیزی از اهل مغرب یا اندلس (اسپانیا) بوده است و نام پدر حمیده را صاعد مغربی (بربری) گفته اند. امام موسی کاظم (ع) هنوز کودک بود که فقهای مشهور مثل ابو حنیفه از او مسئله می پرسیدند و کسب علم می کردند.</p>
<p>امام موسی بن جعفر (ع) در دوران انتقال قدرت از امویان به عباسیان به دنیا آمد. در چهار سالگی وی، نخستین خلیفه عباسی به حکومت رسید. در منابع تاریخی از زندگی امام کاظم تا پیش از امامت وی، اطلاعات چندانی در دست نیست، جز چند گفتگوی علمی در زمان کودکی از جمله گفتگو با ابوحنیفه و عالمان ادیان دیگر که در مدینه رخ داده است.</p>
<p> </p>
<p>همسران و فرزندان امام موسی کاظم (ع)<br />تعداد همسران امام کاظم (ع) روشن نیست. نخستین آن‌ها، نجمه مادر امام رضاست. از تعداد فرزندان ایشان نیز در منابع تاریخی گزارش‌های متفاوتی آمده است. به گزارش شیخ مفید، او ۳۷ فرزند (۱۸ پسر و ۱۹ دختر) داشته است. امام رضا (ع)، إبراهیم، شاهچراغ ، حمزه، اسحاق از جمله پسران و فاطمه معصومه و حکیمه از جمله دختران او هستند. نوادگان امام کاظم (ع) به سادات موسوی شهرت دارند. </p>
<p>دوران امامت امام موسی کاظم (ع)<br />امام موسی بن جعفر (ع)، پس از شهادت امام صادق (ع) در سال ۱۴۸ قمری در سن ۲۰ سالگی به امامت رسید. مدت امامت موسی بن جعفر ۳۵ سال بود و با شهادت ایشان در سال ۱۸۳ امامت به فرزندشان، امام رضا (ع) منتقل شد.</p>
<p> <br />خلفای معاصر امام موسی کاظم (ع)<br />خلفای دوران پیش از امامت امام موسی کاظم (ع) مربوط به سال های ۱۲۸ تا ۱۴۸ قمری است. در این سال ها به ترتیب مروان بن محمد (۱۲۸-۱۳۲)، سفاح (۱۳۲-۱۳۶) و منصور دوانیقی (۱۳۶-۱۴۸) بر کرسی خلافت نشستند.</p>
<p>خلفای دوره امامت شامل چهار خلیفه می شود که از سال 148 تا 183 قمری خلافت کردند. اسامی خلفای دوران امامت امام موسی کاظم (ع) عبارتند از منصور دوانیقی (۱۴۸-۱۵۸)، مهدی عباسی (۱۵۸-۱۶۹)، هادی عباسی (۱۶۹-۱۷۰) و هارون عباسی (۱۷۰-۱۸۳).</p>
<p> <br />دوران زندان امام موسی کاظم (ع)<br />امام کاظم (ع)، در طول دوران امامتش چندین بار از سوی خلفای عباسی احضار و زندانی شد.</p>
<p><br />امام موسی کاظم چند سال در زندان بود؟ نخستین بار در زمان خلافت مهدی عباسی، امام را به دستور خلیفه از مدینه به بغداد منتقل کردند. هارون نیز دو بار امام را زندانی کرد. زمان دستگیری و زندان اول در منابع ذکر نشده ولی دومین بار در ۲۰ شوال سال ۱۷۹ ایشان را در مدینه دستگیر و در ۷ ذیحجه در بصره در خانه عیسی بن جعفر زندانی کرد. بنا به گزارش شیخ مفید، هارون در سال ۱۸۰ در نامه‌ای به عیسی بن جعفر، از او خواست امام را به قتل برساند، ولی او نپذیرفت. امام را پس از مدتی به زندان فضل بن ربیع در بغداد منتقل کردند. امام کاظم (ع) سال‌های پایانی عمر خود را در زندان‌های فضل بن یحیی و سندی بن شاهک گذراند. در زیارتنامه امام کاظم (ع) با عبارت الْمُعَذَّبِ فِي قَعْرِ السُّجُون‏؛ «کسی که در سیاهچال‌ها شکنجه می‌شد» به او سلام داده شده است.</p>
<p>درباره دلیل دستگیر شدن امام هفتم شیعیان توسط خلفای عباسی و انتقال ایشان به زندان، گزارش‌های متفاوتی در منابع آمده است. بنا بر برخی گزارش‌ها دلیل دستگیری وی به دستور هارون، حسادت یحیی برمکی و بدگویی علی بن اسماعیل بن جعفر از وی نزد هارون بوده است. گفته شده هارون به ارتباط شیعیان با امام کاظم حساس بود و از اینکه اعتقاد شیعیان به امامت آن حضرت باعث تضعیف حکومت وی شود، بیم داشت. همچنین بر پایه برخی گزارش‌ها دلیل زندانی شدن امام کاظم (ع) این بود که برخی از شیعیان همچون هشام بن حکم، با وجود اینکه امام دستور به تقیه داده بود، خواست امام را رعایت نمی‌کردند. این گزارش‌ها مناظره‌های هشام بن حکم را از جمله اسباب زندانی شدن امام برشمرده‌اند.</p>
<p>شهادت امام موسی کاظم (ع)<br />واپسین روزهای عمر امام کاظم (ع) در زندان سندی بن شاهک سپری شد. شیخ مفید گفته است سندی، به دستور هارون الرشید امام را مسموم کرد و امام سه روز پس از آن به شهادت رسید. شهادت امام در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ در بغداد رخ داده است.</p>
<p>درباره كيفيت شهادت امام سه روايت مختلف نقل شده است:</p>
<p>شهادت آن حضرت در پى مسموم كردن امام صورت گرفته است. اين در روايتى از امام رضا (ع) آمده است. همينطور روايات ديگرى كه يحيى بن خالد را به قتل آن حضرت متهم مى‏كند، اين نكته آمده است.</p>
<p>در نقلى آمده است كه آن حضرت را در فرشى پيچانده و چنان فشار داده‏اند كه حضرت به شهادت رسيده است.</p>
<p>روايت ديگر آن است كه حمدالله مستوفى نقل كرده: شيعه گويند به فرمان هارون الرشيد سرب گداخته در حلق ایشان ريختند.</p>
<p>در اين باره روايتى كه بيش از همه شهرت دارد، مسموم ساختن امام است. پس از شهادت امام، جسد مبارك آن حضرت را به دو دليل در معرض ديد خواص اهل بغداد و عموم مردم قرار دادند:</p>
<p>بنا به نوشته اربلى، سندى بن شاهك، فقها و وجوه اهل بغداد را كه هيثم بن عدى نيز در ميان آنها ديده مى‏شد، بر سر جسد مبارك امام آورد تا ببينند زخم و جراحت و يا آثار خفگى در بدن آن حضرت وجود ندارد و به مرگ طبيعى از دنيا رفته است.</p>
<p>از آنجا كه برخى از شيعيان معتقد به مهدويت آن حضرت بودند و يا احتمال داشت اعتقاد به مهدويت او پيدا كنند، جسد امام را روى پل بغداد بر زمين نهادند و يحيى بن خالد دستور داد تا فرياد زنند: اين موسى بن جعفر است كه رافضه معتقدند او نمرده است. پس از آن مردم آمده و او را در حالى كه از دنيا رفته بود نگاه كردند.</p>
<p>تاريخ شهادت امام بنا به نقل شيخ صدوق 25 رجب 183 بنا به نقل شيخ مفيد 24 رجب، و در نقل مستوفى، روز جمعه 14 صفر بوده است‏.</p>
<p>پیکر امام موسی بن جعفر (ع) را در منطقه شونیزیه در مقبره خانوادگی منصور که به مقابر قریش شهرت داشت، دفن کردند. آرامگاه امام کاظم (ع) و امام جواد (ع)، در منطقه کاظمین در بغداد به حرم کاظمین مشهور و زیارتگاه مسلمانان به‌ویژه شیعیان است. بر پایه روایاتی از امام رضا (ع)، ثواب زیارت قبر امام کاظم، با زیارت قبر پیامبر اکرم (ص)، حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) برابری می‌کند.</p>
<p>شخصیت اخلاقی امام موسی کاظم (ع)<br />امام موسی کاظم (ع) در علم و تواضح و مکارم اخلاق و کثرت صدقات و سخاوت و بخشندگی ضرب المثل بود. بدان و بداندیشان را با عفو و احسان بی کران خویش تربیت می فرمود. شبها به طور ناشناس در کوچه های مدینه می گشت و به مستمندان کمک می کرد. مبلغ دویست، سیصد و چهارصد دینار در کیسه ها می گذاشت و در مدینه میان نیازمندان قسمت می کرد. موسی بن جعفر در مدینه معروف بود و اگر به کسی صره ای می رسید بی نیاز می گشت.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/زندگی-نامه-امام-موسی-کاظم-ع">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/زندگی-نامه-امام-موسی-کاظم-ع#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=663481</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>رمضان و افزایش حسنات</title>
			<link>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/رمضان-و-افزایش-حسنات-6</link>
			<pubDate>00:03:00 +0430 سه شنبه، 22 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>معصومه محمدي نيا</dc:creator>
			<category domain="main">حدیث رمضانیه</category>			<guid isPermaLink="false">637493@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p637493/1590697856-parsnaz-com.jpg?mtime=1528745757&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p637493]&quot; id=&quot;link_42234&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;رمضان و افزایش حسنات&quot; src=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p637493/_evocache/1590697856-parsnaz-com.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1528745757&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;320&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند:&lt;br /&gt;شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ یُضاعِفُ اللّه‏ُ فیهِ الحَسَناتِ وَ یَمحو فیهِ السَّیِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛&lt;br /&gt;ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزاید و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.&lt;br /&gt; (بحارالأنوار، ج 96، ص 340، ح 5)&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/رمضان-و-افزایش-حسنات-6&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p637493/1590697856-parsnaz-com.jpg?mtime=1528745757" target="_blank" rel="lightbox[p637493]" id="link_42234"><img alt="رمضان و افزایش حسنات" src="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p637493/_evocache/1590697856-parsnaz-com.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1528745757" width="320" height="320" class="loadimg" /></a></div></div><p>پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند:<br />شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ یُضاعِفُ اللّه‏ُ فیهِ الحَسَناتِ وَ یَمحو فیهِ السَّیِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛<br />ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزاید و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.<br /> (بحارالأنوار، ج 96، ص 340، ح 5)</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/رمضان-و-افزایش-حسنات-6">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/رمضان-و-افزایش-حسنات-6#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=637493</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>(اللهم عجل لِولیکَ الفَرَج)</title>
			<link>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/اللهم-عجل-لِولیکَ-الفَرَج</link>
			<pubDate>23:05:00 +0430 شنبه، 8 اردیبهشت 1397</pubDate>			<dc:creator>معصومه محمدي نيا</dc:creator>
			<category domain="main">(اللهم عجل لِولیکَ الفَرَج)</category>			<guid isPermaLink="false">622088@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p622088/fu7112.jpg?mtime=1524940891&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p622088]&quot; id=&quot;link_39137&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;(اللهم عجل لِولیکَ الفَرَج)&quot; src=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p622088/_evocache/fu7112.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1524940891&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید ان روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد،خبر از دل پر درد گل یاس نداشت&amp;#8230;&lt;br /&gt;باید این گونه نوشت&amp;#8230;&lt;br /&gt;هرگلی هم باشد چه شقایقچه گل پیچک و یاس&amp;#8230;&lt;br /&gt;تا نیاید مهدی زندگی دشوار است&amp;#8230;&lt;br /&gt;الهم عجل لولیک الفرج&amp;#8230;.&lt;br /&gt;الهم صلی علی محمد و ال محمد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:&quot;کارگران مشغول کاراند!احداث ضریح&amp;#8221;&lt;br /&gt;کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:&quot;چند روزی مانده به اتمام ضریح&amp;#8221;&lt;br /&gt;کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:&quot;مهدی فاطمه آید،تماشای ضریح&amp;#8221;&lt;br /&gt;کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:&quot;عید امسال:نماز:صحن بقیع&amp;#8221;&lt;br /&gt;کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:&quot;فلش راهنما،مرقد زهرای شفیع&amp;#8221;&lt;br /&gt;‏&quot;به یقین یوسف ما آمدنی ست&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/اللهم-عجل-لِولیکَ-الفَرَج&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p622088/fu7112.jpg?mtime=1524940891" target="_blank" rel="lightbox[p622088]" id="link_39137"><img alt="(اللهم عجل لِولیکَ الفَرَج)" src="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p622088/_evocache/fu7112.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1524940891" width="320" height="240" class="loadimg" /></a></div></div><p> </p>
<p>شاید ان روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد،خبر از دل پر درد گل یاس نداشت&#8230;<br />باید این گونه نوشت&#8230;<br />هرگلی هم باشد چه شقایقچه گل پیچک و یاس&#8230;<br />تا نیاید مهدی زندگی دشوار است&#8230;<br />الهم عجل لولیک الفرج&#8230;.<br />الهم صلی علی محمد و ال محمد</p>
<p>کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:"کارگران مشغول کاراند!احداث ضریح&#8221;<br />کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:"چند روزی مانده به اتمام ضریح&#8221;<br />کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:"مهدی فاطمه آید،تماشای ضریح&#8221;<br />کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:"عید امسال:نماز:صحن بقیع&#8221;<br />کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:"فلش راهنما،مرقد زهرای شفیع&#8221;<br />‏"به یقین یوسف ما آمدنی ست</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/اللهم-عجل-لِولیکَ-الفَرَج">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/اللهم-عجل-لِولیکَ-الفَرَج#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=622088</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>بعثت پیامبر اکرم (ص)</title>
			<link>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/بعث</link>
			<pubDate>14:55:00 +0430 شنبه، 18 فروردین 1397</pubDate>			<dc:creator>معصومه محمدي نيا</dc:creator>
			<category domain="main">بعثت پیامبر اکرم ص</category>			<guid isPermaLink="false">614981@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p614981/farhangnews_254942-646418-1493133349.jpg?mtime=1523096774&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p614981]&quot; id=&quot;link_38721&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;بعثت پیامبر اکرم (ص)&quot; src=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p614981/_evocache/farhangnews_254942-646418-1493133349.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1523096774&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;223&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;حضرت محمد(ص) قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند و معمولا غار حرا در مکه را برای عبادت و مناجات با خدا انتخاب می‌نمودند. گفته‌اند نخستين نشانه‌های بعثت پيامبر (ص) به هنگام 40 سالگي او، رؤياهای صادقه بوده است، اما آنچه در سيره به عنوان آغاز بعثت شهرت يافته، شبی در ماه رجب است كه فرشتة وحی در غار حرا بر پيامبر (ص) ظاهر شد و بر او نخستين آيات سورة علق را برخواند. بنابر روايات، پيامبر(ص) به شتاب به خانه بازگشت و خواست كه او را هر چه زودتر بپوشانند. گويا براي مدتی در نزول وحی وقفه‌ای ايجاد شد و همين امر پيامبر‌(ص ) را غمناك ساخته بود، ولی اندكی بعد فرشتة وحی باز آمد و آن حضرت را مامور هدايت قوم خود و اصلاح جامعه از فسادهای دينی و اخلاقی و پاك گردانيدن خانة خدا از بتان، و دلهای آدميان از خدايان دروغين كرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمد (ص) در این باره ماجرای نزول جبرئیل گفته است: «جبرئیل نزد من آمد و گفت: «بخوان»، گفتم: «خواندن نمی‌دانم». دگربار گفت: «بخوان». گفتم: «چه بخوانم؟» گفت: «اقْرَ‌أْ بِاسْمِ رَ‌بِّک الَّذِی خَلَقَ»، بخوان به نام پروردگارت که آفرید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مراحل ابلاغ رسالت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیامبر اکرم در سه مرحله به ابلاغ رسالت پرداخت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;1- دعوت سری که اولین مرحله دعوت ایشان بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2- دعوت خویشان و نزدیکان که با نزول آیه انذار صورت گرفت و به یوم الدار معروف است. و در آن روز رسول خدا (ص)، حضرت علی (ع) را به جانشینی خود انتخاب کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3- دعوت علنی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نخستین مسلمانان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; پیامبر(ص) با دریافت آیه‌های آغازین سوره علق که نخستین آیه‌های نازل شده بر اوست، و پس از مبعوث شدن به پیامبری، به داخل مکه بازگشت و به خانه رفت. در خانه، سه تن حاضر بودند: خدیجه، همسرش، علی بن ابیطالب(ع)، پسرعمویش، و زید بن حارثه. پیامبر(ص) دعوت به توحید را نخست از خانواده خود آغاز کرد و اولین کسی که از زنان به او ایمان آورد، همسرش خدیجه، و از مردان، پسرعمویش علی بن‌ابی‌طالب(ع) بود که تحت سرپرستی پیامبر بود. در منابع فرق گوناگون اسلامی، از برخی دیگر همچون ابوبکر و زید بن حارثه به عنوان نخستین گروندگان به اسلام نام برده شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یاران پیامبر بعد از درگیری کوتاهی برای عبادت به خانه ارقم رفته و در آنجا پنهان شدند. درگیری اینگونه آغاز شد که روزی سعد بن ابی وقاص با چند نفر از اصحاب رسول خدا(ص) نماز می‌گذارد که چند نفر از مشرکین با آن‌ها به ستیز برخواستند و جنگ در میان آنان در گرفت سعد مردی از مشرکان را با استخوان فک شتری زخمی کرد و این نخستین خونی بود که در اسلام ریخته شد. پس از این واقعه رسول خدا و یارانش در خانه ارقم پنهان شدند تا اینکه دستور علنی شدن دعوت ابلاغ شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; هر چند دعوت آغازین پیامبر(ص) بسیار محدود بود، ولی شمار مسلمانان رو به فزونی گذاشت و پس از چندی، اسلام‌آورندگان به اطراف مکه می‌رفتند و با پیامبر(ص) نماز می‌گزاردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; دعوت علنی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد از سه سال تبلیغ پنهانی و جمع شدن گروهی اندک گرد پیامبر اسلام(ص)،  دستور آسمانی انذار عشیره نازل شد. پیامبر(ص) در آغاز، مردم را به ترک پرستش بت‌ها و به پرستیدن خدای یگانه می‌خواند. در ابتدا نمازها دو رکعتی بود. بعدها بر غیرمسافران چهار رکعت و بر مسافران دو رکعت واجب شد. مسلمانان هنگام نماز و پرستش خدا، از مردم پنهان می‌شدند و در شکاف کوه‌ها و جاهای دور از رفت و آمد نماز می‌گزاردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; چنانکه مشهور است، وقتی سه سال از بعثت محمد (ص) گذشت، پروردگار او را مأمور کرد تا همه مردم را به خدای یگانه بخواند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«وَأَنذِرْ‌ عَشِیرَ‌تَک الْأَقْرَ‌بِینَ، وَاخْفِضْ جَنَاحَک لِمَنِ اتَّبَعَک مِنَ الْمُؤْمِنِینَ، فَإِنْ عَصَوْک فَقُلْ إِنِّی بَرِ‌یءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ»، و خویشان نزدیکت را هشدار ده، و برای آن مؤمنانی که تو را پیروی کرده‌اند، بال خود را فرو گستر، و اگر تو را نافرمانی کردند، بگو من از آنچه می‌کنید بیزارم.»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; ابن اسحاق نوشته است که چون این آیه‌‌ها نازل شد، پیامبر (ص)، علی (ع) را فرمود: «یا علی! خدا مرا فرموده است تا خویشاوندان نزدیک خود را به پرستش او بخوانم، گوسفندی بکش و مقداری نان و قدحی شیر فراهم کن». علی(ع) چنان کرد و در آن روز چهل تن یا نزدیک به چهل تن از فرزندان عبدالمطلب فراهم آمدند و همگی از آن خوردنی سیر شدند، اما همین که رسول خدا(ص) خواست سخنان خود را آغاز کند، ابولهب گفت: «او شما را سحر کرد»، که با این سخن، مجلس به هم خورد. رسول خدا(ص) روزی دیگر آنان را خواند و گفت:‌ «ای فرزندان عبدالمطلب! گمان ندارم از عرب کسی بهتر از آنچه من برای شما آورده‌ام برای قوم خود آورده باشد. دنیا و آخرت را برای شما آورده‌ام». طبری می‌نویسد: چون رسول خدا دعوت خود را به خویشاوندان رساند، گفت: «کدام یک از شما مرا در این کار یاری می‌کند تا برادر من، وصی من و خلیفه من در میان شما باشد؟» همه خاموش شدند و علی (ع) گفت:‌ «ای رسول خدا! آن من هستم». پیغمبر فرمود: «این وصی من و خلیفه من در میان شماست، سخن او را بشنوید و از او فرمان برید». این روایت را دیگر مورخان و نویسندگان سیره هم آورده‌اند و از حدیث‌های مشهور است.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/بعث&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p614981/farhangnews_254942-646418-1493133349.jpg?mtime=1523096774" target="_blank" rel="lightbox[p614981]" id="link_38721"><img alt="بعثت پیامبر اکرم (ص)" src="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p614981/_evocache/farhangnews_254942-646418-1493133349.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1523096774" width="320" height="223" class="loadimg" /></a></div></div><p>حضرت محمد(ص) قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند و معمولا غار حرا در مکه را برای عبادت و مناجات با خدا انتخاب می‌نمودند. گفته‌اند نخستين نشانه‌های بعثت پيامبر (ص) به هنگام 40 سالگي او، رؤياهای صادقه بوده است، اما آنچه در سيره به عنوان آغاز بعثت شهرت يافته، شبی در ماه رجب است كه فرشتة وحی در غار حرا بر پيامبر (ص) ظاهر شد و بر او نخستين آيات سورة علق را برخواند. بنابر روايات، پيامبر(ص) به شتاب به خانه بازگشت و خواست كه او را هر چه زودتر بپوشانند. گويا براي مدتی در نزول وحی وقفه‌ای ايجاد شد و همين امر پيامبر‌(ص ) را غمناك ساخته بود، ولی اندكی بعد فرشتة وحی باز آمد و آن حضرت را مامور هدايت قوم خود و اصلاح جامعه از فسادهای دينی و اخلاقی و پاك گردانيدن خانة خدا از بتان، و دلهای آدميان از خدايان دروغين كرد.</p>
<p>محمد (ص) در این باره ماجرای نزول جبرئیل گفته است: «جبرئیل نزد من آمد و گفت: «بخوان»، گفتم: «خواندن نمی‌دانم». دگربار گفت: «بخوان». گفتم: «چه بخوانم؟» گفت: «اقْرَ‌أْ بِاسْمِ رَ‌بِّک الَّذِی خَلَقَ»، بخوان به نام پروردگارت که آفرید.</p>
<p>مراحل ابلاغ رسالت</p>
<p>پیامبر اکرم در سه مرحله به ابلاغ رسالت پرداخت:</p>
<p>1- دعوت سری که اولین مرحله دعوت ایشان بود.</p>
<p>2- دعوت خویشان و نزدیکان که با نزول آیه انذار صورت گرفت و به یوم الدار معروف است. و در آن روز رسول خدا (ص)، حضرت علی (ع) را به جانشینی خود انتخاب کرد.</p>
<p>3- دعوت علنی.</p>
<p> </p>
<p>نخستین مسلمانان</p>
<p> پیامبر(ص) با دریافت آیه‌های آغازین سوره علق که نخستین آیه‌های نازل شده بر اوست، و پس از مبعوث شدن به پیامبری، به داخل مکه بازگشت و به خانه رفت. در خانه، سه تن حاضر بودند: خدیجه، همسرش، علی بن ابیطالب(ع)، پسرعمویش، و زید بن حارثه. پیامبر(ص) دعوت به توحید را نخست از خانواده خود آغاز کرد و اولین کسی که از زنان به او ایمان آورد، همسرش خدیجه، و از مردان، پسرعمویش علی بن‌ابی‌طالب(ع) بود که تحت سرپرستی پیامبر بود. در منابع فرق گوناگون اسلامی، از برخی دیگر همچون ابوبکر و زید بن حارثه به عنوان نخستین گروندگان به اسلام نام برده شده است.</p>
<p>یاران پیامبر بعد از درگیری کوتاهی برای عبادت به خانه ارقم رفته و در آنجا پنهان شدند. درگیری اینگونه آغاز شد که روزی سعد بن ابی وقاص با چند نفر از اصحاب رسول خدا(ص) نماز می‌گذارد که چند نفر از مشرکین با آن‌ها به ستیز برخواستند و جنگ در میان آنان در گرفت سعد مردی از مشرکان را با استخوان فک شتری زخمی کرد و این نخستین خونی بود که در اسلام ریخته شد. پس از این واقعه رسول خدا و یارانش در خانه ارقم پنهان شدند تا اینکه دستور علنی شدن دعوت ابلاغ شد.</p>
<p> هر چند دعوت آغازین پیامبر(ص) بسیار محدود بود، ولی شمار مسلمانان رو به فزونی گذاشت و پس از چندی، اسلام‌آورندگان به اطراف مکه می‌رفتند و با پیامبر(ص) نماز می‌گزاردند.</p>
<p> </p>
<p> دعوت علنی</p>
<p>بعد از سه سال تبلیغ پنهانی و جمع شدن گروهی اندک گرد پیامبر اسلام(ص)،  دستور آسمانی انذار عشیره نازل شد. پیامبر(ص) در آغاز، مردم را به ترک پرستش بت‌ها و به پرستیدن خدای یگانه می‌خواند. در ابتدا نمازها دو رکعتی بود. بعدها بر غیرمسافران چهار رکعت و بر مسافران دو رکعت واجب شد. مسلمانان هنگام نماز و پرستش خدا، از مردم پنهان می‌شدند و در شکاف کوه‌ها و جاهای دور از رفت و آمد نماز می‌گزاردند.</p>
<p> چنانکه مشهور است، وقتی سه سال از بعثت محمد (ص) گذشت، پروردگار او را مأمور کرد تا همه مردم را به خدای یگانه بخواند:</p>
<p>«وَأَنذِرْ‌ عَشِیرَ‌تَک الْأَقْرَ‌بِینَ، وَاخْفِضْ جَنَاحَک لِمَنِ اتَّبَعَک مِنَ الْمُؤْمِنِینَ، فَإِنْ عَصَوْک فَقُلْ إِنِّی بَرِ‌یءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ»، و خویشان نزدیکت را هشدار ده، و برای آن مؤمنانی که تو را پیروی کرده‌اند، بال خود را فرو گستر، و اگر تو را نافرمانی کردند، بگو من از آنچه می‌کنید بیزارم.»</p>
<p> ابن اسحاق نوشته است که چون این آیه‌‌ها نازل شد، پیامبر (ص)، علی (ع) را فرمود: «یا علی! خدا مرا فرموده است تا خویشاوندان نزدیک خود را به پرستش او بخوانم، گوسفندی بکش و مقداری نان و قدحی شیر فراهم کن». علی(ع) چنان کرد و در آن روز چهل تن یا نزدیک به چهل تن از فرزندان عبدالمطلب فراهم آمدند و همگی از آن خوردنی سیر شدند، اما همین که رسول خدا(ص) خواست سخنان خود را آغاز کند، ابولهب گفت: «او شما را سحر کرد»، که با این سخن، مجلس به هم خورد. رسول خدا(ص) روزی دیگر آنان را خواند و گفت:‌ «ای فرزندان عبدالمطلب! گمان ندارم از عرب کسی بهتر از آنچه من برای شما آورده‌ام برای قوم خود آورده باشد. دنیا و آخرت را برای شما آورده‌ام». طبری می‌نویسد: چون رسول خدا دعوت خود را به خویشاوندان رساند، گفت: «کدام یک از شما مرا در این کار یاری می‌کند تا برادر من، وصی من و خلیفه من در میان شما باشد؟» همه خاموش شدند و علی (ع) گفت:‌ «ای رسول خدا! آن من هستم». پیغمبر فرمود: «این وصی من و خلیفه من در میان شماست، سخن او را بشنوید و از او فرمان برید». این روایت را دیگر مورخان و نویسندگان سیره هم آورده‌اند و از حدیث‌های مشهور است.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/بعث">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/بعث#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=614981</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>فرزندان پیامبر اسلام(ص)</title>
			<link>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/فرزندان-پیامبر-اسلام-ص</link>
			<pubDate>14:40:00 +0430 شنبه، 18 فروردین 1397</pubDate>			<dc:creator>معصومه محمدي نيا</dc:creator>
			<category domain="main">فرزندان پیامبر اسلام(ص)</category>			<guid isPermaLink="false">614977@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p614977/7173953_458.jpg?mtime=1523095994&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p614977]&quot; id=&quot;link_38716&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;فرزندان پیامبر اسلام(ص)&quot; src=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p614977/_evocache/7173953_458.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1523095994&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;180&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;مادر تمام فرزندان پیامبر به جز ابراهیم، خدیجه بود. مادر ابراهیم، ماریه قبطیه بود. فرزندان رسول خدا(ص)، به جز حضرت فاطمه(س)، همگی در زمان حیات پیامبر درگذشتند و نسل پیامبر(ص) تنها از طریق فاطمه (س) ادامه یافت. محمد (ص) سه پسر و چهار دختر داشت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; قاسم، نخستین پسر که در کودکی در مکه درگذشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زینب، در ۸ق در مدینه درگذشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رقیه، در ۲ق در مدینه درگذشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ام کلثوم، در ۹ق در مدینه درگذشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فاطمه (س) در ۱۱ق، در مدینه شهید شد و نسل رسول خدا (ص) تنها از وی باقی ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عبدالله، پس از بعثت در مکه زاده شد و همان جا درگذشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابراهیم، در ۱۰ق در مدینه درگذشت.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/فرزندان-پیامبر-اسلام-ص&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p614977/7173953_458.jpg?mtime=1523095994" target="_blank" rel="lightbox[p614977]" id="link_38716"><img alt="فرزندان پیامبر اسلام(ص)" src="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p614977/_evocache/7173953_458.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1523095994" width="320" height="180" class="loadimg" /></a></div></div><p>مادر تمام فرزندان پیامبر به جز ابراهیم، خدیجه بود. مادر ابراهیم، ماریه قبطیه بود. فرزندان رسول خدا(ص)، به جز حضرت فاطمه(س)، همگی در زمان حیات پیامبر درگذشتند و نسل پیامبر(ص) تنها از طریق فاطمه (س) ادامه یافت. محمد (ص) سه پسر و چهار دختر داشت:</p>
<p> قاسم، نخستین پسر که در کودکی در مکه درگذشت.</p>
<p>زینب، در ۸ق در مدینه درگذشت.</p>
<p>رقیه، در ۲ق در مدینه درگذشت.</p>
<p>ام کلثوم، در ۹ق در مدینه درگذشت.</p>
<p>فاطمه (س) در ۱۱ق، در مدینه شهید شد و نسل رسول خدا (ص) تنها از وی باقی ماند.</p>
<p>عبدالله، پس از بعثت در مکه زاده شد و همان جا درگذشت.</p>
<p>ابراهیم، در ۱۰ق در مدینه درگذشت.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/فرزندان-پیامبر-اسلام-ص">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/فرزندان-پیامبر-اسلام-ص#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=614977</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>زندگینامه پیامبر اسلام از تولد تا رحلت</title>
			<link>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/زندگینامه-پیامبر-اسلام-از-تولد-تا-رحلت</link>
			<pubDate>14:31:00 +0430 شنبه، 18 فروردین 1397</pubDate>			<dc:creator>معصومه محمدي نيا</dc:creator>
			<category domain="main">زندگینامه پیامبر اسلام از تولد تا رحلت</category>			<guid isPermaLink="false">614975@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p614975/7175370_386.jpg?mtime=1523095501&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p614975]&quot; id=&quot;link_38714&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;زندگینامه پیامبر اسلام از تولد تا رحلت&quot; src=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p614975/_evocache/7175370_386.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1523095501&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;170&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;حضرت محمد (ص)، آخرین پیامبر الهی در جامعه مُشرک شبه جزیره عربستان به دنیا آمد، و با استقامات در مسیری که پای در آن نهاده بود، توانست آیین یکتا پرستی را در یکی از جاهل ترین جوامع آن زمان گسترش بدهد و در دوره‌های بعد، اسلام به یک دین جهانی تبدیل شد؛ در ادامه این مطلب، خلاصه ای از زندگی پیامبر رحمت از تولد تا وفات را بخوانید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولادت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; سال دقیق ولادت حضرت محمد(ص) مشخص نیست، ابن هشام و برخی دیگر، ولادت او را در عام الفیل نوشته‌اند، اما مشخص نیست که عام الفیل به طور دقیق چه سالی بوده است؛ از آنجا که تاریخ‌نویسان، درگذشت پیامبر اسلام (ص) را در سال ۶۳۲م نوشته‌اند و او هنگام وفات ۶۳ ساله بوده، می‌توان تولد پیامبر را بین ۵۶۹ تا ۵۷۰م حدس زد. در مورد ماه تولد ایشان اکثر محدثان و تاریخ نویسان معتقداند که كه تولد پيامبر، در ماه «ربیع الاول» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. ميان محدثان شيعه معروف است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در این سال حادثه اصحاب فيل اتفاق افتاد، و ميان اهل تسنن نیز اين مشهور است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است؛ که این فاصله هفت روزه در در ایران به عنوان هفته وحدت نام‌گذاری شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; پیامبر اسلام(ص) در شهر مکه متولد شد و برخی منابع محل تولد را شعب ابی‌طالب در خانه محمد بن یوسف دانسته‌اند. بنابر رسمی كه در مكه رايج بود، محمد (ص) را به زنی به نام حليمه سپردند تا در فضای ساده و پاک باديه پرورش يابد، که البته برخی معتقداند که این کار برای حفظ جان ایشان از ترور یهودیان بوده است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معجزاتی که با ولادت پیامبر(ص) اتفاق افتاد&lt;br /&gt; 1- ممنوع شدن شیاطین از رفتن به آسمان های هفتگانه و گرفتن خبر.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2- سرنگون شدن همه بت ها.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3- ترک برداشتن کنگره های طاق کسری و فروریختن چهارده کنگره آن.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;4- خشک شدن دریاچه ساوه که برای ایرانیان مقدس بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;5- سرنگون شدن تخت تمام سلاطین عالم و لال شدن آنها در آن روز.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;6- باطل شدن سحر، ساحران و جادوی جادوگران و قطع شدن ارتباط کاهنان با همزادان شیطانی آنها.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وفات&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در اوایل سال ۱۱ق، پیامبر(ص) بیمار شد. چون بیماری وی سخت شد، به منبر رفت و مسلمانان را به مهربانی با یکدیگر سفارش نمود و فرمود: «اگر کسی را حقی بر گردن من است بستاند، یا حلال کند و اگر کسی را آزرده‌ام اینک برای تلافی آماده‌ام»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مطابق نقل صحیح بخاری از مهمترین کتاب‌های اهل سنت، در آخرین روزهای حیات رسول خدا، در حالی که جمعی از صحابه به عیادت ایشان رفته بودند فرمود: «قلم و کاغذی بیاورید تا چیزی برای شما بنویسم که به برکت آن، هرگز گمراه نشوید». بعضی از حاضران گفتند: «بیماری بر پیامبر(ص) غلبه کرده (و هذیان می‌گوید) و ما قرآن را داریم و آن برای ما کافی است». در میان حاضران غوغا و اختلاف افتاد؛ بعضی می‌گفتند: «بیاورید تا حضرت بنویسد و بعضی غیر از آن را می‌گفتند»، رسول خدا(ص) فرمود: «برخیزید و از نزد من بروید».در صحیح مسلم که آن نیز از مهمترین کتاب‌های اهل سنت است، فردی که با سخن پیامبر(ص) مخالفت کرد عمر بن خطاب معرفی شده است. در همان کتاب و همچنین صحیح بخاری آمده است که ابن عباس پیوسته بر این ماجرا افسوس می‌خورد و آن را مصیبتی بزرگ می‌شمرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; در بسیاری از منابع، دلیل بیماری پیامبر اکرم(ص) مسمومیت توسط زن یهودی گفته شده که می‌توان گفت ایشان شهید شده‌اند و نه رحلت!&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/زندگینامه-پیامبر-اسلام-از-تولد-تا-رحلت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p614975/7175370_386.jpg?mtime=1523095501" target="_blank" rel="lightbox[p614975]" id="link_38714"><img alt="زندگینامه پیامبر اسلام از تولد تا رحلت" src="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/media/blogs/darmasirparvaz/quick-uploads/p614975/_evocache/7175370_386.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1523095501" width="320" height="170" class="loadimg" /></a></div></div><p>حضرت محمد (ص)، آخرین پیامبر الهی در جامعه مُشرک شبه جزیره عربستان به دنیا آمد، و با استقامات در مسیری که پای در آن نهاده بود، توانست آیین یکتا پرستی را در یکی از جاهل ترین جوامع آن زمان گسترش بدهد و در دوره‌های بعد، اسلام به یک دین جهانی تبدیل شد؛ در ادامه این مطلب، خلاصه ای از زندگی پیامبر رحمت از تولد تا وفات را بخوانید.</p>
<p>ولادت</p>
<p> سال دقیق ولادت حضرت محمد(ص) مشخص نیست، ابن هشام و برخی دیگر، ولادت او را در عام الفیل نوشته‌اند، اما مشخص نیست که عام الفیل به طور دقیق چه سالی بوده است؛ از آنجا که تاریخ‌نویسان، درگذشت پیامبر اسلام (ص) را در سال ۶۳۲م نوشته‌اند و او هنگام وفات ۶۳ ساله بوده، می‌توان تولد پیامبر را بین ۵۶۹ تا ۵۷۰م حدس زد. در مورد ماه تولد ایشان اکثر محدثان و تاریخ نویسان معتقداند که كه تولد پيامبر، در ماه «ربیع الاول» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. ميان محدثان شيعه معروف است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در این سال حادثه اصحاب فيل اتفاق افتاد، و ميان اهل تسنن نیز اين مشهور است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است؛ که این فاصله هفت روزه در در ایران به عنوان هفته وحدت نام‌گذاری شده است.</p>
<p> پیامبر اسلام(ص) در شهر مکه متولد شد و برخی منابع محل تولد را شعب ابی‌طالب در خانه محمد بن یوسف دانسته‌اند. بنابر رسمی كه در مكه رايج بود، محمد (ص) را به زنی به نام حليمه سپردند تا در فضای ساده و پاک باديه پرورش يابد، که البته برخی معتقداند که این کار برای حفظ جان ایشان از ترور یهودیان بوده است</p>
<p>معجزاتی که با ولادت پیامبر(ص) اتفاق افتاد<br /> 1- ممنوع شدن شیاطین از رفتن به آسمان های هفتگانه و گرفتن خبر.</p>
<p>2- سرنگون شدن همه بت ها.</p>
<p>3- ترک برداشتن کنگره های طاق کسری و فروریختن چهارده کنگره آن.</p>
<p>4- خشک شدن دریاچه ساوه که برای ایرانیان مقدس بود.</p>
<p>5- سرنگون شدن تخت تمام سلاطین عالم و لال شدن آنها در آن روز.</p>
<p>6- باطل شدن سحر، ساحران و جادوی جادوگران و قطع شدن ارتباط کاهنان با همزادان شیطانی آنها.</p>
<p> </p>
<p>وفات</p>
<p>در اوایل سال ۱۱ق، پیامبر(ص) بیمار شد. چون بیماری وی سخت شد، به منبر رفت و مسلمانان را به مهربانی با یکدیگر سفارش نمود و فرمود: «اگر کسی را حقی بر گردن من است بستاند، یا حلال کند و اگر کسی را آزرده‌ام اینک برای تلافی آماده‌ام»</p>
<p>مطابق نقل صحیح بخاری از مهمترین کتاب‌های اهل سنت، در آخرین روزهای حیات رسول خدا، در حالی که جمعی از صحابه به عیادت ایشان رفته بودند فرمود: «قلم و کاغذی بیاورید تا چیزی برای شما بنویسم که به برکت آن، هرگز گمراه نشوید». بعضی از حاضران گفتند: «بیماری بر پیامبر(ص) غلبه کرده (و هذیان می‌گوید) و ما قرآن را داریم و آن برای ما کافی است». در میان حاضران غوغا و اختلاف افتاد؛ بعضی می‌گفتند: «بیاورید تا حضرت بنویسد و بعضی غیر از آن را می‌گفتند»، رسول خدا(ص) فرمود: «برخیزید و از نزد من بروید».در صحیح مسلم که آن نیز از مهمترین کتاب‌های اهل سنت است، فردی که با سخن پیامبر(ص) مخالفت کرد عمر بن خطاب معرفی شده است. در همان کتاب و همچنین صحیح بخاری آمده است که ابن عباس پیوسته بر این ماجرا افسوس می‌خورد و آن را مصیبتی بزرگ می‌شمرد.</p>
<p> در بسیاری از منابع، دلیل بیماری پیامبر اکرم(ص) مسمومیت توسط زن یهودی گفته شده که می‌توان گفت ایشان شهید شده‌اند و نه رحلت!</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/زندگینامه-پیامبر-اسلام-از-تولد-تا-رحلت">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/زندگینامه-پیامبر-اسلام-از-تولد-تا-رحلت#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darmasirparvaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=614975</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
